المحقق السبزواري
621
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
چون اين حكايت به عرض رسانيدم ، سلطان متفكّر شد . بعد از آن گفت : خ عمرو بن عبيد بزرگ كسى بود و اين سخن بس نيكو گفته . خ و آن عزيمت را متغيّر گردانيد . » غرض از ذكر اين حكايت آن است كه چون به وجه احسن نفع و ضرر امرى به عرض رسد ، نتيجهء آن بر وفق مراد ظهور يابد . و ببايد دانست كه پادشاه را در تدبير امروز بر چند چيز مراعات بايد نمود : اوّل آنكه جهت وزارت اعظم شخصى اختيار نمايد كه استحقاق و قابليّت آن شغل خطير داشته باشد و از عهدهء تمشيت آن امر جليل القدر ، كما ينبغى و يليق ، بيرون [ 159 آ ] تواند آمد . و در اين باب تأمّل و تفكّر و احتياط بسيار بايد كرد كه منصب وزارت را به ساير مناصب و مهمّات ديوانى نسبتى نيست و سررشتهء اكثر امور و اوضاع ملكى به تدبير وزير مرتبط است . پس ، بايد كه وزير كافى و دانا باشد و صاحب علم و تجربه و وقوف باشد و خداترس و عادل و منصف باشد و ظالم و بدطينت و بدنهاد نباشد و محبّت و اخلاص پادشاه در صميم قلب او متمكّن باشد و بر اوضاع گذشتگان ، خصوصا ملوك و وزرا و اصحاب كفايت ، اطّلاع داشته باشد ، و رسوم عمارت و زراعت و تدبير آبادان ساختن ملوك نيكو داند و به عقل و علم و حيا و وقار و حلم و سكون و رفق و صبر موصوف باشد ، و جفاكش و ساعى و صاحب اهتمام باشد و جبان و ترسنده و بيدل نباشد و نرمى با سختى و رفق با تندى داشته باشد تا هريك را در موضع خود استعمال تواند كرد . و از بأس و شدّت خالى نباشد تا مردم از او حساب برند ، و اجراى احكام بر امرا و اصحاب شوكت تواند نمود و از احوال رعايا و زيردستان و اوضاع حكّام و عمّال باخبر باشد ، و در تفحّص اوضاع خصوم و پادشاهان بيگانه و اطوار ملك ايشان مبالغ « 1 » و به جود و سخاوت موسوم باشد ، و صاحب اسراف و تبذير و بىوقوف در مرمّت و تقدير اندازهء معاش نباشد ، و صاحب لهو و لعب و هزل و فراغتطلبى و راحتجويى نباشد ، و بر تحمّل بار گران و ثقل مهمّات ملكى توانا باشد ، و به شره و طمع و حرص موسوم نباشد ، و به صفت كوتاهدستى و كمطمعى و راستى و امانت معروف باشد ، و صاحب همّت عالى و حزم و عزم بوده باشد ، و خردسال نباشد . و اولى آن است كه به شرف علوّ
--> ( 1 ) . ساعى ، جاهد ، كوشنده .